لحظه دلدادگی یادت بخیر
زندگی ای روزهای گم شدن
عاشق و دیوانه و مجنون شدن
یاد آن شبهای بی خوابی بخیر
یاد ایامی که می دانی بخیر
شبها گم می شدیم در یک کلام
مثل مجنون می شدیم با هر سلام
زندگی ای خاطرات زود گذر
ای گذر گاه پر از سود و ضرر
ای شب یلدای ما یادت بخیر
هر شب و هر روز ما یادت بخیر
با کلامی همچو گل وا می شدیم
با نگاهی مست و شیدا می شدیم
وعده ها و قولهای بیش و کم
روزهای شادمانیها و غم
ای گل امید من یادت بخیر
لحظه شیرین من یادت بخیر
من تو را در سینه ام می کاشتمت
همچو مجنون من تورا می خواستمت
تو گذشتی از من واز یادمان
تلخ کردی خاطرات شادمان
تو زدی افتادگیهای مرا
هجو کردی سادگیهای مرا
تو ندادی روح من را غیر تب
تو مرا تا تن کشیدی تشنه لب
ما را در سایت من و احساسم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77