نامه به نسی، عشق ابدی من

خرید بک لینک

سلام عشق ابدی من،

نمی‌دونم این حرفا رو کی روزی می‌خونه یا اصلاً کی چشمش بهش می‌افته،
شاید هم هیچ‌کس...
ولی باید اینارو می‌نوشتم.

نمی‌خوام بگم دلتنگم،
چون تو فقط تو قلبم نبودی،
تو خودِ قلب من بودی،
حسی که خیلی براش ارزش قائلم،
و حتی حالا که دوازده سال گذشته،
دلتنگی کمه واسه چیزی که هنوز تو وجودم مونده.

تو رفتی...
تو از همه جا بلاکم کردی...

کاش همون موقع برمی‌گشتی،
منم مزاحمت نشدم هیچ وقت،
نه چون بی‌تفاوت بودم،
بلکه چون بلد بودم به انتخابت احترام بذارم.

ولی همیشه از پشت تصویر پروفایلت با یه اکانت دیگه نگاهت می‌کنم...

نسی، بزرگ شدی،
لباس بابابزرگت حالا باید اندازه‌ات شده باشه.

می‌دونی نسی؟
تو فقط یه عشق نبودی،
تو کل زندگی من بودی.

وقتی رفتی، من دیگه زندگی نکردم،
گریه کردم همه جا،
و این گریه کردن رو با تمام وجودم دوست داشتم و دارم،
چون حس بودن تو رو بهم می‌داد.

این زخم بزرگ، یادگاری قشنگیه که تو بهم دادی،
و تا ابد مراقبش می‌مونم.

نسی، این نامه یه وداعه،
نه با تو که همیشه با منی،
بلکه با اون بخشی از خودم که تو گذشته با خاطرات تو مونده بود.

ببخش اگر وقتی اسمتو می‌شنوم دیگه لبخند تلخ نمی‌زنم،
فقط لبخند می‌زنم،
نه از عشق،
از احترام.

خداحافظ نسی،
عشق ابدی و قلب مهربون من،
من محسنم،
و بالاخره برگشتم پیش خودم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ساعت 9:1 توسط سرگشته| |

من و احساسم ...

ما را در سایت من و احساسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 11:55

صفحه بندی